Mon05212012

 دوشنبه , 1 , خرداد , 1391 , 8:19 ق.ظ

yomnaa.com


حجاب در قرآن

  • مشاهده در قالب PDF
(30 امتیاز)
فهرست مقاله
حجاب در قرآن
حجاب در اصطلاح فقها
فلسفه‌ی حجاب
منابع
پی نوشت
همه مقالات

وجوب حجاب براي زنان از ضروريات دين اسلام است و امروزه در جوامع اسلامي رعايت حجاب به نمادي براي نشان دادن مسلمان‌بودن يك زن تبديل شده است. آنچه كه در اين نوشتار به دنبال آن هستيم، بررسي اين مسئله از منظر قرآن است. بر اساس يافته‌هاي اين تحقيق، قرآن كريم تأكيد فراواني به لزوم حفظ حجاب براي زنان داشته است. با تأمل در قرآن كريم به اين نتيجه مي‌رسيم كه دليل چنين تأكيدي از سوي قرآن كريم خالي از دليل نيست و اموري همچون مهار ميل به خودنمايي از جمله دلايل آن بوده است.

طرح مسئله

از مسائل مهم درباره‌ی بانوان، «مسئله حجاب» زنان است. این مسأله در نگاه کلان چنان اهمیتی دارد که گاه می‌تواند حتی تعیین کننده‌ی فکری و اعتقادی افراد و گروه‌ها باشد.مسئله پوشش زنان را می‌توان از زوایا و رویکردهای گوناگون تاریخی، جامعه شناسی، روان شناختی، هنری و قرآنی مورد مطالعه قرار داد ولی مقصود اصلی این تحقیق، بررسی مسئله فلسفه‌ حجاب بانوان تا حدودی از نگاه قرآن و کاوشی در این زمینه می‌باشد. لازم به ذکر است که در بحث پوشش در نگاه فقه شیعه و اهل سنت شباهت‌های زیادی وجود دارد تا آنجایی که تفکیک جزئی آن دو در این مجال میسر نبوده است.

واژگان کلیدی

حجاب,در,قرآنآشنايي با مفهوم و تعريف واژگان كليدي موجود در اين نوشتار در روشن كردن بحث نقش به سزايي دارد.

الف. حجاب؛ «حجاب» واژه‌ای عربی است و زبان شناسان عرب، برای آن، دو معنای اصلی برشمرده‌اند:
1 . حجاب، به مفهوم مانع و حایل میان دو چیز است، خواه آن دو چیز از امور مادی و اشیائی محسوس باشد و یا از امور معنوی و غیر محسوس. راغب چنین می‌گوید: حجب و حجاب به معنای منع از وصول و رسیدن دو چیز به همدیگر است. (1)
صاحب مقاییس اللغه نیز می‌آورد: «حجب دارای یک معنای اصلی است و آن منع است. گفته می‌شود: حجبته، یعنی؛ منع کردم او را.» (2)
همچنین فيومي مي‌نويسد: «حجب به معنای منع است و از همین رو به پوشش حجاب گفته می‌شود زیرا پوشش مانع از مشاهده می‌شود و به دربان حاجب گفته می‌شود چون مانع و بازدارنده از ورود دیگران است. اصل معنای حجاب، جسمی است که بین دو جسد حائل می‌شود و گاه بر امور معنوی نیز به کار می‌رود؛ از این رو گفته شده است: «عجز» حجاب میان انسان و مراد اوست و «معصیت» حجاب بین بنده و پروردگار اوست.» (3)
2 . حجاب به معنای ستر و پوشش؛ جوهري معنای «پوشش» را برای حجاب ذكر كرده و گفته است: «حجاب یعنی پوشش و حجاب درون انسان، یعنی آن چه که بین قلب و اعضای دیگر حائل می‌شود.» (4) همچنان که ابن منظور نیز در لسان العرب، حجاب را به معنای «ستر» دانسته و گفته است: «حجاب به معنای ستر و پوشش است: «حجبه» یعنی آن را پوشانید، زن محجوب، زنی است که پوشیده باشد.» (5) در تعیین این که از میان این دو معنا کدام یک اصلی و یا هر دو معنا در عرض یکدیگر معانی اصلی به شمار می‌آید، نظر مؤلف «التحقیق فی کلمات القرآن» را در اینجا می‌آوریم.
«حجاب در اصل به معنای مانع از تلاقی دو چیز یا اثر آن دو است،  چه هر دو چیز مادی و دیگری معنوی و نیز بدون تفاوت از این ناحیه که آن مانع و حجاب، شیء مادی باشد یا امر معنوی.» (6)
کاربرد قرآنی حجاب نیز دلالت بر آن دارد که معنای حجاب همان «منع» است و اگر به پوشش و ساتر، حجاب گفته می‌شود، از آن رو است که پوشش، مانع از دیدن و از مصداق‌های حجاب است. چنان که خصوصیات پیش گفته معنایی درباره‌ی حجاب را نیز می‌توان در کاربردهای قرآنی سراغ گرفت مانند:
1 . «و اذا سألتموهن متاعاً فسئلوهن من وراء حجاب...»(7) «و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را از آنان [همسران پیامبر] می‌خواهید از پشت پرده بخواهید.» در این آیه‌ی شریفه، حجاب به معنای مانع (مانع دیدن) است و حجاب خود و هر دو طرف آن جملگی امور مادی و محسوس‌اند.

2 . «و بینهما حجاب» (8) «و در میان آن دو  [بهشتیان و دوزخیان] حجابی است.» حجاب در این آیه نیز به معنای مانع رسیدن دو گروه به یکدیگر است و همچنین نوع حجاب میان بهشتیان و دوزخیان و دو طرف آن، هر دو گونه مادی و معنوی را براساس معاد جسمانی و یا روحانی، برمی‌تابد.
3 . «و ماکان لبشرٍ ان یکلمه الله وحیاً او من وراء حجاب» (9) «و چنین نبوده است که خدا با انسانی سخن بگوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب.» حجاب میان انسان و خداوند به مفهوم وجود مانع دیدن خداوند از سوی انسان و بی‌تردید، امر معنوی است چنان که دو طرف حجاب ـ خدا و انسان ـ یکی مادی و دیگری معنوی است. بدین سان می‌توان نتیجه گرفت که اصل معنای حجاب، منع است و پسوند و خصوصیت مادی و یا معنوی بودن حجاب و یا اطراف آن، در مفهوم این واژه نهفته نیست بلکه متناسب با مقام و قرائن بیرونی می‌توان به مادی و یا معنوی بودن حجاب و اطراف آن راه یافت.

تعریف اصطلاحی حجاب

حجاب در کاربرد فقهی و اصطلاح فقیهان، قلمرو کوچکتر و معنای محدودتری دارد و مقصود از آن پوشش ویژه‌ای برای زنان است که مانع و بازدارنده‌ی نگاه نامحرمان به او و یا مانع انگیزش تمایل جنسی مردان باشد. پیدایش و کاربرد این اصطلاح به جای ستر که در گذشته، میان فقیهان معمول بوده، به باور برخی از محققان چون شهید مطهری، پیشینه‌ی چندانی ندارد و «یک اصطلاح نسبتاً جدید است. (10) خاستگاه این اصطلاح و معنا، شماری از روایات و آیات قرآن است که در برخی از آنها، واژه‌ی حجاب در معنای پرده و چیزی که مانع از دیده شدن می‌شود به کار رفته است و در برخی دیگر هر چند واژه‌ی حجاب به کار نرفته اما محتوای آن حجاب به معنای پیش گفته را می‌رساند.

الف. خمار و جلباب

دو واژه‌ی «خمار» و «جلباب» نقش کلیدی در فهم حدود حجاب اسلامی دارند، و از آنها بیشتر با عناوین «مقنعه» و «چادر» در جامعه ما یاد می‌شود. ضرورت پوشیدن خمار از آیه شریفه سوره نور استفاده می‌شود که می‌فرماید: «ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن» (11) راغب ذیل واژه‌ی خمار می‌نویسد: «خمار در اصل به معنای پوشاندن چیزی است و در اصطلاح پارچه‌ای که زن سرش را با آن می‌پوشاند اطلاق می‌شود.» (12) در «لسان العرب» می‌خوانیم: «خمار برای زن است و آن دستاری است که زن سرش را با آن می‌پوشاند.» (13) بنابراین می‌توان گفت که «خمار» به معنای چارقد و مقنعه است و از آن جهت به آن خمار می‌گویند که سر را می‌پوشاند، اما نکته‌ای که قابل توجه است این است که کارکرد مقنعه فقط پوشاندن سر نیست؛ بلکه باید گریبان را نیز بپوشاند و این معنا از کلمه‌ی «جیوب» فهمیده می‌شود. صاحب «التحقیق» در تعریف «جیوب» آورده است: «قسمتی از پیراهن که برای داخل شدن سر به آن باز می‌باشد،» (14) بنابراين جیب به معنای گریبان است. در این آیه شریفه خدای متعال طرز پوشیدن خمار را به زنان آموزش می‌دهد و به زنان مؤمن دستور می‌دهد که از پوششی استفاده کنند که علاوه بر سر، گریبان آنها را هم بپوشاند، چون تا آن زمان زنان از روسری استفاده می‌کردند و غالبا پشت گوش می‌انداختند و چون یقه لباس آنها باز بود، پوشش کافی نداشتند و گردن و گریبان آنها در معرض دید بود تا وقتی که این آیه نازل شد و امر به پوشاندن این اعضا داد. (15) آیه‌ای دیگر چگونگی پوشیدن چادر را به زنان آموزش می‌دهد و می‌فرماید: «یا ایها الناس قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلایوذین و کان الله غفورا رحیما»(16) «اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [روسرى‏هاى بلند] خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است.» کلمه «یدنین» از ریشه «دنو» به معنای نزدیک است. (17) و «جلباب» جامه‌ای است سرتاسری که تمامی بدن را می‌پوشاند. (18) ابن منظور ذیل «جلباب» چنین می‌آورد: «ثوب اوسع من الخمار، دون الدواء تغطی به المرأه رأسها و صدرها» (19) «لباسی بزرگتر از خمار (روسری) که غیر از داء است و زن سر و سینه‌اش را با آن می‌پوشاند.» در قاموس المحیط آمده است: «جلباب ... ثوب واسع للمرأة دون الملحفه او ما تغطی به ثیابها من فوق کالملحفة او هو خمار» (20) جلباب در ملل و نحل مختلف مصادیق گوناگونی پیدا می‌کند، اما آن چیز که در همه مشترک است، پوشش اندام و برجستگی‌های بدن است و بیانگر یک نوع پوشش سرتاسری است که در ایران به آن چادر گفته می‌شود.




scroll back to top

نظر شما


Security code
کد جدید

اندیشه كن، آنگاه سخن گوی تا از لغزش بر كنار باشی. حضرت محمد (ص)
حفظ و بكارگیری تجربه، رمز پیروزی است. حضرت علی (ع)
بررسی حال مردم نكن و الا بی دوست می‌مانی. امام صادق (ع)
خوشبختی كالایی است كه طبیعت آن را به قیمت بسیار گران به ما می‌فروشد. ولتر
برای شكست خوردن همیشه فرصت باقی است. جان مورتیمر
دانا از دشمنان بیشتر استفاده می‌كند تا نادان از دوستانش. مثل اسپانیولی
تجربه مدرسه ایست كه محصلین خود را با قیمتی گران بار می‌آورد. فرانكلین
خطا كردن یك كار انسانی است اما تكرار آن یك كار حیوانی. اناتول فرانس
چكیده دانش‌های آدمی دو كلمه است: صبر و امیدواری. الكساندر دوما